❤عاشقی به سبکــ بی بی❤

لَبَّیکـــــــ گوی عِشقَــ ـــم ، پیشـ ــه اَم عِشـــ ــق به نِگـــ ـاهِ تــ ـوستــــ

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی بی» ثبت شده است

پست متبرک

بسم الله الرحمن الرحیم

این پست متبرک است

چون در فضایی نوشته شده است که محل عبور و مرور فرشتگان و اولیا خداست

جمعه باشد روز رو به غروب باشد ایام عاشورای دل باشد کجا بروی که قلبت را تسکین دهد ؟در آغوش که بروی که با تو همراهی کند و دلت را با نورانیتش جلا بخشد؟

 جز حضرت سلطان پناهی نمیابم.میروم تا باحضرت سلطان برای مادرمان روضه بخوانیم راهی میشم بلافاصله به سمت رواقی میروم که متبرک است به نام بی بی جان اما گویا آنجارا برای آزمونی بسته اند با اشک به سوی صحن انقلاب میروم خودم را به ضریح میرسانم چشم هایم دیگر ضریح را نمیبیند هرچه سیل اشک را کنار میزنم که ضریح را ببینم امان نمیدهد...

انگار غمی که سنگینی میکرد در دامن امام رئوف سبک شده 

+قصد دارم این حضورم را تقدیم کنم به همه بزرگوارانی که اینجا را میخوانند

کسانی که در سردرگمی و حال خراب و ... به یاری ام شتافتند کسانی که به صورت خصوصی تذکر دادند و در مواردی راهنمایی ام کردند کسانی که قلم رنجه نمودند و با نظرشان مرا شاد نمودند کسانی که خواندند و نظر ندادند

بزرگواری که در حرم خاتون برایم دعا کردند و همه و همه...

(فقط سه نفر بیشتر در ذهنم بودند چون از مشکلشان تا حدودی خبر داشتم)

گمان نبرید که دارم به شما عزیزان لطف میکنم.خیر در حقیقت به خودم لطف میکنم چون با محبت کردن و دعا برای دیگران اول حال خودم خوب میشود و من نیاز دارم به این حال خوب...

وپیروی میکنم از روش حضرت مادر که برای دیگران دعا میکردند

زیارت جامعه کبیره میخوانم در حرم امام الرئوف به نیت همه شما

(چقدر هم در ترکم موفقم:))



  • ۱۶ پسندیدم:)
  • ۱۲ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • شنبه ۲۹ دی ۹۷

    ای وای مادرم

    بسم رب الفاطمه(س)

    فرازی از وصیت حضرت مادر که روضه ایست برای خود:

    اى على منم فاطمه دختر محمد که خداى تعالى مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهاى من سزاوارتر از دیگران هستى!

    کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسى را خبر نکن، تو را به خدا مى‌سپارم، و بر فرزندان خود تا روز قیامت‌سلام مى‌رسانم

    میروی و گریه می آید مرا*لحضه ای بنشین که باران بگذرد

     

     

  • ۹ پسندیدم:)
  • ۹ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • پنجشنبه ۲۷ دی ۹۷

    تا بوی زلف یار در آبادی من است...

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وقتی مادر مرا در درون خود حمل میکرد نمیدانستند که دخترم یا پسر

    شبی که قرار بود پا به این جهان بگذارم پدر برای اقامه نماز به نمازخانه بیمارستان میرود و از فرط خستگی خوابش میبرد.خواب میبیند فرزندشان دختر است و نامش فاطمه...(بماند که در نماز خانه را قفل میکنند و از پنجره میپرد تا این نوید را به مادر دهد:))

    در شب ولادت یکی از معصومین (ع) چشم به جهان میگشایم

    اما نامم را فاطمه نمیگذارند یکی از نام های مادر آن معصوم را برای من انتخاب میکنند

     نامم را دوست داشتم نامی منحصر به فرد و خاص که آن زمان در شهر کوچک پدری فقط من به این نام بودم...

    اما هیچ نامی برای من دوست داشتنی تر از نام های حضرت مادر نیست...

    از بچگی حسرت این را داشتم که کاش نامم رنگ و بوی مادر را داشت

                                                                                 ***

    درست است که ازنسل شما بودن از سر من زیادی است و نتوانسته ام این امانت را به درستی حفظ کنم اما دخترتان دنبال بهانه است تا خودش را با نام و نشانه ای از شما متبرک کندمیشود مرا بایکی از نام هایتان خطاب کنید و دست مادری تان را مثل همیشه بر سرم بکشید؟

    در کمال ناباوری که در اینترنت نام ها و القاب حضرت را جستجو میکردم نام خود را در میان القابشان یافتم...

    باورم نمیشد تابه حال نشنیده بودم...

    مادر همیشه مادری میکند اما دختر نمکنشناسی 

     به راستی که خداوند مارا شرمنده حضرت زهرا (س) آفرید

    نشسته ام بنویسم که بال یعنی تو
    عروج کردن سمت کمال یعنی تو

  • ۱۲ پسندیدم:)
  • ۱۶ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • پنجشنبه ۲۰ دی ۹۷