❤عاشقی به سبکــ بی بی❤

لَبَّیکـــــــ گوی عِشقَــ ـــم ، پیشـ ــه اَم عِشـــ ــق به نِگـــ ـاهِ تــ ـوستــــ

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بابا علی» ثبت شده است

لطفا این پست مطالعه شود+بعدا نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم

این پست که در راستای پست تناقض است به سه قسمت تقسیم میشود تا وقت خوانندگان بزرگواری چون شما گرفته نشود

قسمت اول:پرحرفی های اینجانب که توصیه میشود وقت گرانبهایتان را صرف نکنید

قسمت دوم:این قسمت برای آن همیشه خستگانی است که حوصله خواندن متن طولانی ندارنداما چون ناقص است و قسمتی از مطلب بیان شده زیاد بدرد بخور نیست ولی بازم ازهیچی بهتره

قسمت سوم:لینک کامل توضیحات برای آن جویندگان باحال که خیلی باحالن فقط کسانی که این هارو خوندن اعلام کنن جزو خواننده های توپ براشون حاضری بزنم😁

  • ۲ پسندیدم:)
  • ۸ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • جمعه ۲۳ آذر ۹۷

    تناقض؟!

    بسم الله الرحمن الرحیم

    حضرت ابوتراب که جانم فدایشان در نهج البلاغه مواردی راجع به زنان فرموده اند نظیر:

    1. تمام فکرشان در زینت زندگی و فساد است.
    2. ایمانشان ناقص است.
    3. بهره اقتصادی آنها همراه با کاستی است.
    4. از نظر عقلی دچار کمبود هستند.
    5. از آنها نباید اطاعت بی قید و شرط داشت.
    6. از مشورت با آنها باید پرهیز نمود.
    7. نباید بیش از حد به آنها احترام گذاشت و...
    شما با دیدن این جملات چه فکری در ذهنتان ایجاد میشود؟؟؟
    اگر این پست را خواندید این را هم بخوانید

  • ۴ پسندیدم:)
  • ۱۸ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • سه شنبه ۲۰ آذر ۹۷

    کمیل جان

    بسم الله الرحمن الرحیم

    کمیل جان   یادت هست وقتی به زیارتت آمده بودم نشستم و با تو از پدر حرف زدم

    کمیل جان   دل من جمعه و شنبه نمیشناسد هروقت که حالم دلی میشود می آیم سراغ دعای کمیل

    کمیل جان   تو چقدر عظمت داری که دعایی به وسعت دریا به تو آموخته شد

    کمیل جان   به سراغ دعا که میروم تشنگی ام تمامی ندارد  همچون آب شوری است که هرچه مینوشم سیرآب نمیشوم

    کمیل جان  من کمیل را برای ثواب نمیخوانم؛ میخوانم که پای درس پدر یاد بگیرم چگونه سخن بگویم

    کمیل جان   سلام مرا به بابا برسان



  • ۸ پسندیدم:)
  • ۱۱ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • شنبه ۱۷ آذر ۹۷

    آتش بگیر تا که بدانی چه میکشم

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خواستم داغی مایعی را امتحان کنم...انگشت کوچکم را در درون مایع فرو بردم ...

    انگار کل بدنم شعله ور شد پوست انگشتم به سرعت برگشت سوخت سوخت بوی سوختنش را حس کردم

    پیاله آبی آوردم و انگشتم را درونش قرار دادم حتی لحظه ای نمیتوانستم انگشت را از آب سرد درون پیاله بیرون بیاورم هر جا که میرفتم پیاله همراهم

    به یاد آتشی افتادم که حرارتش چند برابر حرارت آتش های این دنیاست به یاد آیات بیم دهنده به یاد ریگ های داغ و وعده های خداوند

    با پروردگار عالم سخن گفتم که پروردگارا من ضعیف چطور طاقت بیاورم منی که تحمل سوختن یک انگشت را ندارم چطور تاب آن آتش های عظیم را بیاورم؟

    دیدم بهترین سخن در این حالت مناجاتی است که بابا علی ع به کمیل آموخت:


    یَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِی وَ رِقَّةَ جِلْدِی وَ دِقَّةَ عَظْمِی‏ یَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِی وَ ذِکْرِی وَ تَرْبِیَتِی وَ بِرِّی وَ تَغْذِیَتِی هَبْنِی لاِبْتِدَاءِ کَرَمِکَ وَ سَالِفِ بِرِّکَ بِی‏ یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ رَبِّی أَ تُرَاکَ مُعَذِّبِی بِنَارِکَ بَعْدَ تَوْحِیدِکَ‏ وَ بَعْدَ مَا انْطَوَى عَلَیْهِ قَلْبِی مِنْ مَعْرِفَتِکَ‏ وَ لَهِجَ بِهِ لِسَانِی مِنْ ذِکْرِکَ وَ اعْتَقَدَهُ ضَمِیرِی مِنْ حُبِّکَ‏ وَ بَعْدَ صِدْقِ اعْتِرَافِی وَ دُعَائِی خَاضِعاً لِرُبُوبِیَّتِکَ‏


    پروردگارا! بر ناتوانى جسمم و نازکى پوستم و نرمى استخوانم رحم کن. اى که آغازگر آفرینش و یاد و پرورش و نیکى بر من و تغذیه ‏ام بوده ‏اى، اکنون مرا ببخش به همان کرم نخستت، و پیشینه احسانت بر من، اى خداى من و سرور و پروردگارم، آیا مرا به آتش دوزخ عذاب نمایى، پس از اقرار به یگانگی ات و پس از آنکه دلم از نور شناخت تو روشنى گرفت و زبانم در پرتو آن به ذکرت گویا گشت و پس از آنکه درونم از عشقت لبریز شد و پس از صداقت در اعتراف و درخواست خاضعانه ‏ام در برابر پروردگاری ات

    بزرگواران:ملتمس دعایتان هستم...

  • ۱۱ پسندیدم:)
  • ۱۰ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • دوشنبه ۱۲ آذر ۹۷

    ازپدر به دخترانش(لطفاخانوم ها بخونن)

    بسم الله الرحمن الرحیم
    حضرت امیر مولای متقیان بهتر است بگویم بابا جانمان میفرمایند:

                                "لا تصلی المراة عطلا"
                             زن بدون زینت نماز نخواند

    الان ماباید چجوری فدای این پدر بشیم که حقش ادا بشه؟
    در جهانی همه شور و همه شر*ها علی بشر کیف بشر
    چگونه بشری...چگونه بشری...چگونه بشری
    حالا بعضی ها بیان بگن اسلام زن رو محدود میکنه...بفرما !پدر میفرمایند برای صحبت با خدا که میروی زینت کن
    چه حس خوبی ایجاد میشه برای زنی که برای خالقش برای هم صحبتی اش با معبودش زینت کند
    دیگر چه نیازی است که برای غیر زینت کند؟
    همه عقده هاش باز میشه خخخخخ
    موافقین داخل سجاده به جز مهر و تسبیح و عطر، رژ لب و خط چشم و... رو هم اضافه کنیم؟؟؟
    بعله اینجوریاس ما بچه مذهبی های باحال فقط برای خدا تیپ میزنیم تاکور شود آنکه نتواند دید
    البته اول مطمعن بشید نامحرمی موجود نیست بعد برین سراغ آرای بیرای
    بیایید زیبا به عاشقی بپردازیم

  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۸ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • سه شنبه ۶ آذر ۹۷

    خشکه مقدس

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وقتی فیلم محمد رسول الله در سینماها اکران شده بود خیلی دوست داشتم برم و ببینم اما هرکس که رفته بود ودیده بود میگفت اونجوریام که فکر میکنی جالب نیست ارزش نداره نرو...اما من میگفتم میخوام برم ببینم ولی قسمت نشد تا اینکه فیلم اومد تو سینمای خانگی و باید خریداری میکردی...

    خونه یکی از اقوام بودیم که دیدم دارن فیلمو و وقتی گذاشتند خیلی جذب فیلم شدم به نظر خیلیم قشنگ بود دستمال هامم کنارم(الان حتما میگین بابا توام که همش اشکت دم مشکته!خو چیکا کنم مگه دست خودمه؟)

    وقتی حضرت ابوطالب رو دیدم دلم پدری شد دیگه داشتم منفجر میشدم از احساسات مثل همیشه بایه صدای منحصربه فرد موقع احساسی شدنم گفتم نباید صورت حضرت ابوطالب رو نشون میدادند ایشون کسی هستند که پدرِپدر هستند کسی با این عظمت که خداوند اون رو پدرِپدر قرار بده باید صورتشون رو نور نشون میدادند...تو یه حالی بودم که فقط باباعلی میدونه داشتم تو دلم قربون صدقه بابا علی جااااان میرفتم 

    که یه نفر زد تو برجک ما و گفت:تو دیگه خیلی خشکه مقدسی...

    منو میگین! دیگه از فاز در اومدم رفتم تو آمپاز

     دهان مبارک رو بستم و تا آخر فیلم برخلاف همیشه اظهار نظر نکردم و گذاشتم بقیه با خیال راحت فیلمشونو ببینن(چون معمولا خیلی وسط فیلم ها حرف میزنم و...)

  • ۶ پسندیدم:)
  • ۹ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • جمعه ۲ آذر ۹۷

    پدری ام

    بسم الله الرحمن الرحیم

    این روزها حال و هوایی کریمانه دارد این روزها اسلام یتیم میشود این روزها شیعه امام غریبش حسن را ازدست میدهد این روزها دل ما گره میخورد به معین الضعفا شمس الشموس حضرت سلطان...

    همه شان نور اند نور واحد نور علی نور...به همه این نور های مقدس حس پدری دارم،

    وایییی اسم پدر که می آید کبوتر خیالم پرواز میکند به شهر رویایی ام نجف زیر لب زمزمه میکنم:

    پدری ام پدری ام من مسلمانم و دختر علی ام...

    دلم هوایی میشود بابایی میشود

    واااااااای که وقتی تو را بابا علی جااااااان خطاب میکنم همه سلول های بدنم غش میکنند از نام زیبایت باباعلی جاااااان...وای که دلم قنج میرود وقتی تو را ابتاه خطاب میکنم...خوش بحالم خوش بحال شیعیانت که بابایی چون تو دارند

    براستی چه دارد آنکس که تو را ندارد؟

    میدانی که دخترت چقدر بابایی است...میدانی که وقتی نهج البلاغه ات یا سخنی از شما میخوانم یا فضائلی ازفضائلتان را دستم را مشت میکنم بر سینه میکوبم درحالی که ازشدت انفجار احساس دندانهایم را میفشارم میگویم  جاااانم جاااانم بابا علی جااانمالهییییییی من به فدای شما بشم الهیییییییی قربون شما بشم و اشک در چشمانم حلقه میزند واین نهایت احساسات دختری به بدی من نسبت به بابایی به خوبی شماست...

    بابا علی جان میدانی که دخترت چقدر بابایی است ...

    دختری نکرده ام در حقتان نمک خورده ام نمک دان شکسته ام ...

    اما شما بابایی را درحقم تمام کرده اید...

    بابا جان این احساسات بی نهایت من نسبت به شما کار دل است یا نظر بوترابی شماست؟؟که انقدر جان جانان هستید که مرا به فرزندی قبول کردید وآتش عشقتان را در قلبم مشتعل نموده اید...

    اگر هم برای شما کاری نکنم اگر هم دختر خوبی نباشم بازهم دلم خوش است که شیعه ام...به هیچ دردی هم نخورم سیاهی لشکر که هستم سیاهی لشکر جمع کسانی که نامشان شیعه مرتضی علیست...

    صورتم فرش قدم هایتان...نمیدانم چه پیش آمد که کبوتر دل عاشقم به سمت شما به پرواز درآمد...پدری ام پدری ام مثل حسن ع مادری ام

    بابا جان در این روزها که دلم امام رضایی است حضرت سلطان شاهنشاه دلم باز دست کریمانه اش را بر سرم کشیده و رافت بی نهایتش را دوباره شامل حالم کرده،مهربان پدر!فرزند مهربانتان مرا به طعام بهشتی دعوت کرده است...در عمق دلم فریاد میزنم منو این همه خوشبختی محاااااااااله

    جان به فدای شما وفرزندان اطهرتان




  • ۳ پسندیدم:)
  • ۵ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • سه شنبه ۱۵ آبان ۹۷