❤عاشقی به سبکــ بی بی❤

لَبَّیکـــــــ گوی عِشقَــ ـــم ، پیشـ ــه اَم عِشـــ ــق به نِگـــ ـاهِ تــ ـوستــــ

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یوسف گمگشته» ثبت شده است

برای فرزندم

بسم الله الرحمن الرحیم

فرزندم نمیدانم کی قرار است خداوند تورا به من هدیه بدهد نمیدانم اصلا لیاقت مادر شدن دارم اصلا تورا به من میدهد یانه؟

فرزندم اما هنوز نیامده من بسیار بیقرار تو ام اما این احساساتم را فدای هدف بزرگم نمیکنم هنوز تورا تحویل نگرفته تو را دوباره به خودش هدیه میکنم

تورا وقف و نذر مهدی اش میکنم...

فرزندم مادرت نمیخواهد در مغزت چیزهایی را فرو کند و تو تقلید کنی اما بیا و دل به حقیقت بده و مادرت را رو سپید کن

فرزندم اگر مادر خوبی برایت نبودم این را مطمعن باشن که نام نیکویی از بهشت برایت انتخاب میکنم و تورا متبرک میکنم به این نام...

گاهی نام زیبایت را درفضای دلم صدا میکنم و دلم قنج میرود برای تو و صاحب نام زیبایت

فرزندم نمیدانم تاکی این فراق طول خواهد کشید اما من بی صبرانه منتظر آن روزی هستم که تورا درآغوشم بگیرم

فرزندم خداوند مهربان با وجود تو مرا به مقام مادری میرساند پس از تو ممنونم برای این واسطه گری

فرزندم برای سربازی مولا فرقی نمیکند دختر باشی یاپسر مادر همیشه تورا دوست دارد

فرزندم من مالک تو نیستم ، من تا 14 سالگی برای تربیتت تلاش میکنم از آن به بعد تو به عنوان انسانی کامل و بالغ خودت تصمیم خواهی گرفت و سرنوشتت را میسازی پس بندگی پیشه کن ،اما روی کمک و حمایت من میتوانی همیشه حساب کنی

فرزندم بنده باش بنده خوبی باش

فرزندم تو به واسطه من به تباری وصل میشوی که نور هستند وبهانه آفرینش متاسفانه مادرت نتوانست بار امانت را به دوش بکشد قرعه به نام تو افتاده تو امانتدار خوبی باش...

(جا داره ازهمه عزیزانی که در پست قبل به یاری من شتافتند تشکر ویژه به عمل بیارم دم همگی گرم ان شاءالله عاقبت بخیر بشید)


  • ۱۰ پسندیدم:)
  • ۱۳ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • سه شنبه ۲۷ آذر ۹۷

    فقط برای تو،ناقابل ولی بی ریا

    بسم الله الرحمن الرحیم
    میدانم میدانم برای سربازی برای جان فشانی در راهت باید از انتظار عامیانه ترقی کنیم به انتظار عالمانه برسیم و باز دوباره ترقی کنیم و به انتظار عارفانه برسیم
    اما من هنوز اندر خم یک کوچه ام در همان انتظار عامیانه مانده ام ...
    ببخش آقا جان ببخش...
    تصمیم گرفتم اندک قدمی بردارم که بسیار ناقابل است اما میخواهم همراهانی را بطلبم که این ناقابلی را با دل های نورانیشان بی ریا میکنند...
    مهدی یاوران عزیز شما را فرا میخوانم به محفلی عاشقانه که قرار است نذر ظهور آقا شود
    هر چند کوچک است ولی بزرگ است
    بیایید امروز هر کار خیری که کردیم از پیش قدم شدن در سلام تا آشپزی خانوم برای خانواده تا رفتن به دنبال روزی حلال تا یک صلوات تا یک لبخند به دیگران همه و همه را تقدیم کنیم برای تعجیل در ظهور حضرت
    کیا موافقن؟مهدی یاورا دستا بالا
    (پست قبلی در حال تکمیله عذر خواهم بابت تاخیر خیلی سرم شلوغه)
  • ۶ پسندیدم:)
  • ۸ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • جمعه ۲۳ آذر ۹۷

    لیلی با من است

    بسم الله الرحمن الرحیم

    صحنه اول:

    آقا مبارک است...

    تبریک را از بنده ی عاصی از عاشقی دیوانه همچون من میپذیرید؟

    اصلا من لیاقت دارم آغاز امامتتان را تبریک گویم لیاقت دارم دلم را آذین ببندم ؟

    منی که نام شیعه و سادات را یدک میکشم ولی آنقدر بی لیاقتم آنقدر سیه رویم که نمیتوانم برای ظهورتان کاری کنم بماند قلب عزیزتان را هم به درد می آورم 

    امروز کسی به من گفت تو از خودشونی هواتو دارن خیالت راحت...

    با این جمله آتشی بر جانم افتاده که من اگر دین این نعمت را نتوانم ادا کنم اگر بار این امانت را که سیده هستم نتوانم به دوش کشم چه کنم؟قطعا راهی دوزخ میشوم

    آقا جان چطور جواب بابا علی  جانمان را بدهم وقتی بیاید و بگوید دخترِبابا تو چرا برای مهدی ام برای دردانه فاطمه کاری نکردی؟چرا قلبش را جریحه دار میکردی؟

    آنوقت چه خاکی بر سرم بریزم آنوقت چه خونی بگریم آنوقت چطور صورتم را متبرک کنم با خاک پای پدر؟

    چه فایده دارد نفس کشیدن در این دنیا وقتی انقدر به درد نخورم حالم ازین منِ بد بهم میخورد کاش بمیرم که مایه ننگتان نباشم

    صحنه دوم:

    همیشه بعد از این حالات وارد حالی دیگر میشوم میدانم هرچقدر هم بد و کثیف باشم آنها بی نهایت کریم و بخشنده اند همواره پذیرا هستند وبه گداهای چون من نگین پادشاهی  میدهند...

    حالم که جا می آید با خودم میگویم نباید خودم را بااین حرف هادورتر کنم...

    دوباره میزنم به در پررویی...

    اشک هایم را کنار میزنم لبخند مرموزانه میزنم و میگویم:

    نه این دنیا همان دنیایی است که تو در آن نفس میکشی قدم برمیداری پس مایه ی افتخار است در همان جایی نفس میکشم که تو هم نفس میکشی

    مایه ی افتخار است دردوره ای پا به این جهان گذاشته ام که ندیده عاشق شده ام 

    من امام ندیده دلباخته ام ...همینکه لباس سربازی تان را(چادر)برسرم میکنم این یعنی نظر لطف...

    اگر مرا نمیخواستید چرا پس شیعه به دنیا آمده ام چرا انقدر دم از شما میزنم؟باور نمیکنم باور نمیکنم بی حکمت باشد...(اعتماد به سقف دارم در حد لالیگا)

    خودتان میفرمایید ما شیعیانمان را تنها نمیگذاریم ازآن نگاه های زهیر گونه ارباب به من هم میکنید تا به راه آیم؟؟

    میروم و همه جا برق می اندازم و بساط شام شب عید رامهیا.لباس شب عید میپوشم و دستی به سر وصورت میکشم و عیدی آماده میکنم همانطور که در عید غدیر عیدی میدادم و خودم بیشتر ازهمه ذوق میکردم تصمیم میگیرم برای عید امامت مولایم عیدی دهم 

    💓منم سرگشته حیرانت ای دوست ،کنم یکباره جان قربااااااانت ای دوست💓

    برای تعجیل در ظهور مولایمان صلواتی عنایت فرمایید

    اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

    بعدا نوشت:تف به ریا ولی گفتم بدونید دوتومن عیدی دادیم پنجا تومن کاسب شدیم😁



  • ۴ پسندیدم:)
  • ۸ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • جمعه ۲۵ آبان ۹۷

    مملکت غریب

    بسم الله الرحمن الرحیم
    رفته بودیم یکی از شهر های شمال،کنار یک رودخانه وسط شهر که به دریا منتهی میشد...
    بعد از لذت بردن از طبیعت و رودخانه احساس غربت کردم اصلا انگار نه انگار اینجا مملکت اسلامی خودمه یه نگاه که به اطراف انداختم دیدم تنها چادری منم علاوه براینکه هیچکس چادر نداره عده ای مانتو هم ندارند عده ای حتی بولوز هم ندارند و نیم آستین تنشونه حتی بعضی ها روسری هم نداشتند یه کلاه قد یه کف دست گذاشته بودند کف سرشون برای خالی نبودن عریضه...
    این من بودم که بابقیه فرق داشتم(البته ظاهرمنظورمه شاید باطن و اعمال اونها خییییییلی بهتر از من باشه)...
    یکهو چشمام برق زد دیدم یه مشت خانوم چادری اومدندانگار هم وطن هامو دیده باشم و ازغربت دراومده باشم باخودم گفتم الهی دورتون بگردم کجا بودین تا حالا؟؟؟
    بعد دیدم چندتا آقای ریشو هم به اونا اضافه شدند و میز گذاشتندو بلندگو نصب کردند و ...
    یه تواشیح باحال برای حضرت دلبر پخش شد بعد یکی ازهمون آقاها پشت میکروفن گفت ماجوونا هر سه شنبه اینجا جمع میشیم و میگیم آقاجان ما فراموشت نکردیم و دعا میکنیم برای ظهورت و نذرمیکنیم که زودتر قدم روی چشمانمان بگذاری...
    بعد چندتا دختر بچه کوچولو چادری بین ملت پفیلا پخش کردند که روی بسته ها نوشته بود اللهم عجل لولیک الفرج،نذر ظهور...
    حال غمگینم به شعف تبدیل شده بود...
    به فکر فرو رفتم یاد این جمله افتادم که هر کاری بکنی برای ظهور مولایت بی فایده نیست هرکاری...
    ای که دستت میرسد کاری بکن
    تصمیم میگیرم برای مولایم به اندازه وسعم قدمی بردارم کاری کنم...حتی روزی به اندازه یک صلوات نذر ظهورش
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
  • ۳ پسندیدم:)
  • ۶ اظهار عقیده
    • دختـرِ بی بی
    • چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷