بسم الله الرحمن الرحیم
مشرف شده بودیم عتبات...
خواستیم بریم واسه فک وفامیل سوغاتی بگیریم،گفتم بزارید من آدرس پارچه فروشی هاشونو میپرسم...کودک عرب درونم اومدو گفت این همه تو دوران مدرسه عربی خوندی یه جا ازش استفاده کن...
رفتیم کنار یه آقا گفتم این مکان البَزّاز؟
یه نیگا به من کرد با قیافه تعجب هیچی نگفت رفت
گفتم عژب آدمیه خب بگو نمیدونم
نفر دوم این مکان البزاز؟
اینم سرشو یه تکونی داد و رفت
نفر سوم هم به همین طریق 
با خودم گفتم اینا خنگن یا خودشونو زدن به خنگی(که بعد زبونمو گاز گرفتم گفتم بی ادب نباش اولا که خودت خنگی که نمیتونی عربی حرف بزنی دوما شاید یه چیزی هست که تو نمیدونی)
گفتم بزارین برم از مغازه دار ها بپرسم اونا ساکن اینجان میدونن لابد
من:این مکان البزاز؟
فروشنده:ها؟
من:بزاز اخوی بزاز
فروشنده:ها؟
دیدم نه مثل اینکه نمیفهمه چادرم رو به دستم گرفتم و با چشم اشاره کردم و گفتم ایییی بابا پارچه فروشی هاتون کجان؟کچل شدیم یه آدرس خواستیما
فروشنده:آها قماش
بعدم آدرسو با کروکی دقیق داد
یعنی یه بار خواستیم از اندک معلوماتمون استفاده کنیم که اینطوری خورد تو برجکمون
نمیدونم چرا بزاز تو دایره لغاتشون نبود ازهمون اول باید مثل بچه آدم فارسی میگفتم
بعدا نوشت:راستی من هی فرت و فرت قالب عوض میکنم براتون سوال پیش نیومده چمه؟از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون بنده کلا تنوع رو دوست دارم خونه رو هم یسره دکوراسیونش رو تا جایی زورم برسه تغییر میدم این وبلاگ که دیگه سهله...